دو شعر از منصوره افشاري
دو شعر از منصوره افشاري
از تاريكي آسمان مي ترسم
مي ترسم آن وقت
خدا هم بخوابد.
2
پاره پاره ابرها را به هم دوختم
صبر كردم باران ببارد
كلمه ها سبز شدند
حالا
تا ابد باغي دارم به نام شعر
از
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ ساعت 21:42 توسط منصوره افشاری
|
از وقتي چشمام رو باز كردم