پنجره ها دور میشوند

 

 باید از کجا انتظار بکشم

 

 زمین میچرخد

 

باید به کجا تکیه کنم

 

 

پنجره ها دور میشوند

باید از کجا انتظار بکشم

زمین میچرخد

باید به کجا تکیه کنم

نوشته ای بر این شعر من توسط جناب طارق خراسانی  http://hoodeh.blogfa.com/


پنجره ها دور می شوند، تا ابد از آنِ منصوره افشاری ست و حال من باید بیایم پس از 47 سال سرایش درِ خانه ی منصوره را بزنم تا از سفره ی کلماتش توشه بر داشته و اشعارم را غنا بخشم من باید " باید از کجا انتظار بکشم" را از منصوره ی 11 ساله ی مهربانم بیاموزم.
این زمین می چرخد او، آن نیست که دیگران تصور می کنند نه، همه چیز درحال تغییر است حتی آدم های زمین، بله اینگونه است که پنجره ها دور می شوند و ماندن دیگر عبث و بیهوده است من می خواهم خودم باشم با تغییرات زمین تغییر نکنم پس" باید به کجا تکیه کنم"
باید به منصوره ی عزیزم بگویم این شعر کوتاه تو ، از کهکشانی ترین اندیشه های ژرف دختری یازده ساله برخاسته است و راه آسمان در پیش گرفته است و با سرعت مافوق نور دوش به دوش امواج با شعورِ کیهانی به سوی گلبام فلک در پرواز است.
آشنایی باتو را افتخاری بزرگ برای خود می دانم
طارق خراسانی شاعری با 600 غزل چندین قصیده و صاحب رباعیات از الف تا ی و... در مقابل منصوره ی ادب ایران زانو می زند.
اما دخترم غرور بر تو مستولی نشود فکر کن هیچ نمیدانی و از همه پایین تر پرواز می کنی اینگونه اگر باشی بزرگ خواهی شد